سميره مختار الليثي ( مترجم : محمد حاجى تقى )

349

جهاد الشيعة في العصر العباسي الأول ( جهاد شيعه در دوره اول عباسى ) ( فارسى )

شك‌ها و بدگمانىهاى هارون ادامه يافت . او به دنبال آن بود كه شك خود را به يقين مبدّل سازد ، ازاين‌رو ، يحيى را هرچند وقت يك بار به مجلس خود فرامىخواند و با او گفت‌وگو مىكرد تا شايد از راه سخن گفتن با يحيى ، آنچه را خود در دل داشت و به دنبال آن بود ، كشف كند . « 1 » مورّخان روايتى طولانى درباره بدگويى مردى از خاندان زبير بن عوام نسبت به يحيى بن عبد اللّه نقل مىكنند و آن را سبب اصلى دگرگون شدن رفتار نيكوى هارون با يحيى بن عبد اللّه و سپس زندانى كردن وى و نقض امانى كه به او داده بود ، مىدانند . « 2 » روزى عبد اللّه بن مصعب بن ثابت بن عبد اللّه بن زبير نزد هارون الرّشيد آمده ، يحيى را متهم كرد كه وى را به بيعت با خود دعوت كرده است . رشيد تصميم گرفت كه تهمت زننده را با مدعى عليه روبه‌رو كند . در مواجهه‌اى كه صورت گرفت ، جدال و مناقشهء تندى بين آن دو مرد واقع شد و يحيى به كلى اتهام را رد كرد ، سپس خواست كه مصعب را در تنگنا قرار دهد . ازاين‌رو ، رفتار خاندان زبير را با بنى هاشم به‌طور عموم و با بنى عباس به‌طور خصوص يادآور شد . « 3 » سپس يحيى به هارون گفت كه اين مصعب

--> - بود كه شخصى فضاله نام را كه به نفع يحيى دعوت مىكرد ، دستگير كردند . هارون مىخواست به نيات يحيى واقف شود ، پس به فضاله امر كرد نامه‌اى به خط خود به يحيى بنويسد و در آن خبر دهد كه عده‌اى از ياران رشيد و سرلشكرانش هوادار اويند و آماده يارى وى هستند . هارون اين نامه را توسط شخصى به قصر يحيى فرستاد . چون نامه به دست يحيى رسيد ، فورا آورندهء نامه را گرفت و با همان نامه به يحيى بن خالد برمكى سپرد . اما هارون به پاكى نيت يحيى يقين نكرد و فضاله را دستگير و زندانى كرد . اصفهانى روايت مىكند كه فضاله و يحيى قبلا توافق كرده بودند كه چگونه با اين نامه روبه‌رو شوند و مىنويسد : فضاله بعد از آزادى از زندان گفت : من با يحيى عهد كرده بودم كه اگر نامه‌اى از من به او رسيد ، آن را نپذيرد و فورا آن نامه و آورندهء آن را تحويل حكومت دهد ؛ چون مىدانستم كه به وسيله من براى يحيى نقشه‌اى طرح خواهند كرد . ( اصفهانى ، مقاتل الطالبيين ، ص 471 ) ( 1 ) . همان ، ص 473 . ( 2 ) . تاريخ طبرى ، ج 6 ، ص 452 - 454 / مسعودى ، مروج الذهب ، ج 3 ، ص 301 - 353 / اصفهانى ، مقاتل الطالبيين ، ص 474 - 476 / ابن طباطبا ، الفخرى فى الآداب السلطانيه ، ص 176 - 177 / سيوطى ، تاريخ الخلفاء ، ص 287 . ( 3 ) . عبد الله بن زبير ، بنى هاشم را از مكه اخراج و در دره مكه ساكن كرد و عليه ايشان آتش افروخت . -